شهادت دو برادر معلول، همایون و مازیار، در حمله آمریکا
همایون و مازیار؛ روایت شهادت دو برادر معلول در حمله آمریکا به گزارش سهند پرس، با حمله نیروهای آمریکایی به یک زیرساخت ارتباطی در غرب هرمزگان، همایون و مازیار چتربزری، دو برادر دارای معلولیت از روستای نیمهکار شهرستان بندرخمیر، جان خود را از دست دادند. این حادثه، بار دیگر آسیبپذیری شدید افراد دارای معلولیت در […]
همایون و مازیار؛ روایت شهادت دو برادر معلول در حمله آمریکا
به گزارش سهند پرس، با حمله نیروهای آمریکایی به یک زیرساخت ارتباطی در غرب هرمزگان، همایون و مازیار چتربزری، دو برادر دارای معلولیت از روستای نیمهکار شهرستان بندرخمیر، جان خود را از دست دادند. این حادثه، بار دیگر آسیبپذیری شدید افراد دارای معلولیت در شرایط بحران و جنگ را به نمایش گذاشت و افکار عمومی را سوگوار کرد.

چهره واقعی جنگ و قربانیان خاموش
جنگ را عموماً با صدای انفجار، دود، آوار و ویرانی میشناسیم؛ اما حقیقت تلخ این است که جنگ، پیش از هر چیز، پیوندهای انسانی و شریانهای حیاتی جامعه را هدف میگیرد و زنجیرههای ظریف زندگی را پاره میکند. نتیجه آن، گسترش دایره آسیب و افزایش شمار قربانیان در میان گروههای کمدفاع است.
در میان همه قربانیان، کسانی بیش از دیگران در معرض خطر قرار میگیرند: کودکان، سالمندان، بیماران، زنان سرپرست خانوار و البته افراد دارای معلولیت. برای این گروهها، هر بحران از حد یک رویداد عبور میکند و به وضعیت اضطراری مداوم بدل میشود؛ وضعیتی که با کوچکترین اختلال، میتواند به فاجعه بینجامد.
وقتی زیرساختها از کار میافتد
گاهی یک مسیر ارتباطی، یک مرکز درمانی، یک وسیله حملونقل یا حتی یک پل روستایی، برای افراد دارای معلولیت به اندازه یک سازه عمرانی ساده نیست؛ اینها حلقههای پیونددهنده خانه و درمان، زندگی و امید، آموزش و حضور در جامعهاند. هرگاه جنگ این حلقهها را قطع کند، امکان دسترسی ایمن و بهموقع از میان میرود و بحران، عمیقتر میشود.
در چنین شرایطی، حتی گستردهترین شبکههای حمایتی هم نمیتوانند جایگزین پیوندهای از دسترفته شوند. جزئیترین تأخیر یا کوچکترین مانع میتواند به قیمت جان تمام شود، زیرا هر خدمت و هر وسیله، در این زنجیره نقشی حیاتی دارد.
تلاش دستگاههای حمایتی و محدودیتهای ناگزیر
در روزهای پرالتهاب جنگ، سازمانهای حمایتی مانند بهزیستی میکوشند با مدیریت بحران، انتقال به نقاط امن و تداوم خدمات اساسی، از جان مددجویان محافظت کنند. آموزشهای تخصصی، مراکز روزانه و شبانه، تیمهای امدادی و شبکههای همیار، همه به کار گرفته میشود تا آسیبها کاهش یابد.
با این همه، واقعیت تلخ این است که گاهی هیچ شبکه، مرکز نگهداری، نیروی تخصصی یا آمبولانس نمیتواند در برابر یک انفجار ناگهانی از همه انسانها محافظت کند. شدت و سرعت حادثه، فرصت واکنش را از بین میبرد و جانهای بسیاری در چشمبههمزدنی خاموش میشود.
روستای نیمهکار بندرخمیر؛ نمونهای از یک واقعیت دردناک
یکی از تلخترین نمودهای این واقعیت، در روستای نیمهکار شهرستان بندرخمیر رقم خورد. آن روز، همایون چتربزری، مردی ۳۸ ساله، و برادر کوچکترش مازیار، نوجوانی ۱۱ ساله، هر دو از افراد دارای معلولیت و تحت پوشش خدمات بهزیستی، در مسیر زندگی روزمره خود گرفتار حادثه شدند.
سالها معلولیت، زندگی این دو برادر را با محدودیتهای فراوان گره زده بود؛ اما خانوادهشان با امید، صبوری و تلاش بیوقفه، برای بهبود شرایط و ادامه مسیر میکوشیدند. جامعه محلی نیز با همدلی، تا حد توان، بالهای حمایتی خود را گسترده بود.
انفجاری که همه چیز را دگرگون کرد
به گزارش سهند پرس، در پی حمله به یک زیرساخت ارتباطی، انفجاری مهیب رخ داد. موج انفجار، تنها بتن و آهن یک پل روستایی را درهم نکوبید؛ دو زندگی را هم گرفت. همایون و مازیار، پیش از آنکه امکان امداد فراهم شود، جان باختند و روستا در بهت و اندوه فرو رفت.
در همان حادثه، شماری دیگر از شهروندان نیز کشته و مجروح شدند. شدت آسیبها چنان بود که هیچ مداخلهای نمیتوانست در آن لحظات، نتیجهای جز ثبت یک فاجعه انسانی داشته باشد. فقدان دسترسی ایمن، بهویژه برای افراد دارای معلولیت، نقشی تعیینکننده در عمق این مصیبت داشت.

زخمهای باز مانده از بحران
پسلرزههای چنین حوادثی، تنها به لحظه انفجار محدود نمیماند. خانوادهها میمانند و جای خالی عزیزانشان، جامعه میماند و اندوهی که به این زودیها فرونمینشیند. برای افراد دارای معلولیت، هر وقفه در خدمات، هر مسیر مسدود و هر تأخیر در امداد، میتواند سرنوشتساز باشد.
این رویداد نشان داد که امنیت و دسترسی، برای اقشار آسیبپذیر باید در اولویت مطلق باشد. پلها، راهها، درمانگاهها و سامانههای حملونقل ایمن، در بحرانها فقط سازه و وسیله نیستند؛ اینها شریانهای زنده جامعهاند که حیات انسانها، بهویژه افراد دارای معلولیت، به آنها وابسته است.
یادآوری یک مسئولیت جمعی
یاد همایون و مازیار، یادآور مسئولیتی است که بر دوش همگان قرار دارد؛ از نهادهای مسئول تا جامعه مدنی و مردم. برنامهریزی برای دسترسی ایمن، آموزشهای بحرانمحور، تجهیز مراکز پشتیبان و ایجاد مسیرهای جایگزین، باید به امری روزمره بدل شود، نه تصمیمی مقطعی در لحظه خطر.
به گزارش سهند پرس، روایت این فقدانها، تنها برای سوگواری نیست؛ برای هشدار و اقدام است. تا زمانی که امنیت و دسترسی فراگیر، بهویژه برای افراد دارای معلولیت، بهصورت پایدار تضمین نشود، هر بحران میتواند بار دیگر چنین تراژدیهایی را تکرار کند و جانهای بیدفاع را در سکوت بگیرد.

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید