جنگ علیه ایران و افول اقتدار واشنگتن در رسانهها
مرگ تدریجی کدخدای خودخوانده و بازتاب جنگ علیه ایران در رسانهها با آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، اهداف ادعایی آنها محقق نشد. به گزارش سهند پرس، برعکسِ ادعاها، به اذعان مقامهای غربی و رسانههای آمریکایی، شکستی راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است. شکست اهداف اعلامی و بنبست راهبردی به گزارش سهند پرس، […]
مرگ تدریجی کدخدای خودخوانده و بازتاب جنگ علیه ایران در رسانهها
با آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، اهداف ادعایی آنها محقق نشد. به گزارش سهند پرس، برعکسِ ادعاها، به اذعان مقامهای غربی و رسانههای آمریکایی، شکستی راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
شکست اهداف اعلامی و بنبست راهبردی
به گزارش سهند پرس، از همان نخستین روزهای تشدید تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، روشن شد که اهداف تبلیغی این عملیات راه به جایی نمیبرد. مجموعهای از بنبستهای راهبردی و شکستهای پیدرپی، هم در میدان و هم در سیاست، بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و رفتارهای غیرنظامیکش، از جمله هدف قرار دادن شهروندان و دانشآموزان بیگناه، گره خورده است، بازتابهای متفاوتی در رسانههای بینالمللی برانگیخته و واکنشها را در سراسر جهان تشدید کرده است.
رسانههای جهان هر یک از زاویه دید خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند. برخی با تمرکز بر تبعات انسانی و فاجعهآمیز آن، به تصویر کشیدن رنج غیرنظامیان را در دستور کار قرار دادهاند. گروهی دیگر، با مرور ابعاد راهبردی و هزینههای فزاینده، از بنبست طرفهای متجاوز و محدودیتهای عملیاتی آنها سخن گفتهاند. این بازتابها رویهم رفته تصویری روشنتر از چرایی ناتوانی متجاوزان در تحقق اهدافشان ارائه میکند.
رسانههای انگلیسی
به گزارش سهند پرس، در یکی از تحلیلهای منتشرشده در رسانههای انگلیسی آمده است که جنگ علیه ایران به همان «جنگ ابدی» تبدیل شده که دونالد ترامپ وعده داده بود از آن پرهیز کند. این تحلیل توضیح میدهد که برخلاف تجربه افغانستان و عراق که با اشغال طولانیمدت همراه بود، رویارویی با ایران شکلی تازه از «منازعه منطقه خاکستری» را رقم زده است؛ منازعهای که در آن، دیپلماسی بیشتر نقش «مدیریت بحران» را بازی میکند تا پایاندادن به آن. چرخه تکراری حملات هوایی، تحریمها، عملیات سایبری و سپس مذاکره، در عمل مرحلهای جدی از یک تقابل راهبردی است که ریشه در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی دارد.
به گزارش سهند پرس، در این تحلیل با اشاره به فروپاشی سریع تفاهمهای مقطعی، تصریح شده که تکیه بر نسخههای قدیمی سیاست خارجی و سازوکارهای فرسوده نظم بینالمللی، پاسخگوی واقعیتهای میدان نیست. آمریکا همچنان بر مدیریت رقابتهای منطقهای، تضمین منافع همپیمانان و تمرکز بر نفوذ ایران اصرار دارد؛ در حالی که جمهوری اسلامی ایران، توان دفاعی و بازدارندگی خود را تثبیت کرده و هزینه هرگونه ماجراجویی را بالا برده است. به این ترتیب، هر دور تازه از فشارها، صرفاً به بازتولید همان الگوی شکستخورده میانجامد و راه به سوی توافق پایدار را میبندد.
به گزارش سهند پرس، در ادامه این تحلیل تأکید شده که دمیدن در آتش هراس، تحریمهای سریع، عملیات اطلاعاتی و افزایش استقرارهای نظامی، تنها لایههای تازهای بر پیچیدگی بحران افزوده است. چنین روندی نهتنها به امنیت جمعی کمکی نمیکند، بلکه با تشدید اقدامات تهاجمی، خطرات برای غیرنظامیان را افزایش میدهد و با نقض مکرر قواعد حقوق بینالملل بشردوستانه، تصویر روشنی از پیامدهای یک راهبرد نادرست ارائه میکند. نویسندگان این تحلیل هشدار میدهند که این روند، زمینه را برای گسترش رقابتهای پرهزینه، بیثباتی منطقهای و حرکت به سمت مواجهههای کنترلناپذیر فراهم میکند.
در پایان، این تحلیل هشدار میدهد بزرگترین خطر، «عادیسازی تدریجی یک مناقشه دائمی» است؛ جنگی که شاید از تیتر نخست اخبار کنار برود، اما با فقدان تصمیمگیریهای سیاسی شفاف برای صلح واقعی، هر بار در قالبی تازه بازمیگردد. به گزارش سهند پرس، تا زمانی که رویکردهای مبهم امنیتی و سازوکارهای نابرابر جهانی اصلاح نشود، چرخه خشونت، تحریم و انکار حقوق بنیادین مردم منطقه ادامه خواهد داشت و شرایط به سمت گرههای کور بیشتری پیش خواهد رفت.

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید