فولاد مبارکه نمونهای برتر از استراتژیک مقاومت در صنعت
فولاد مبارکه؛ الگویی قابل تدریس از مقاومت استراتژیک فولاد مبارکه با گذر حرفهای از بحران و بازگشت سریع به مدار تولید، تصویری روشن از ظرفیت تابآوری، خوداتکایی و بازآفرینی صنعتی را به نمایش گذاشته است؛ نمونهای که میتوان آن را به عنوان درسنامهای عملی از مدیریت بحران در صنایع مادر ایران بازخوانی کرد. به گزارش […]
فولاد مبارکه؛ الگویی قابل تدریس از مقاومت استراتژیک
فولاد مبارکه با گذر حرفهای از بحران و بازگشت سریع به مدار تولید، تصویری روشن از ظرفیت تابآوری، خوداتکایی و بازآفرینی صنعتی را به نمایش گذاشته است؛ نمونهای که میتوان آن را به عنوان درسنامهای عملی از مدیریت بحران در صنایع مادر ایران بازخوانی کرد.
به گزارش سهند پرس، در جغرافیای صنعتی ایران، «تابآوری» این روزها نه در تالارهای همایش و صفحات کتابهای مدیریتی، بلکه بر صحنه عمل و میان دود، آتش و از دل آوارهای فرو ریخته معنا مییابد. هنگامی که در دو یورش متوالی و ناجوانمردانه، بیش از ۳۰ پرتابه و بمب سنگین بر پیکره این ابرمجتمع فرود آمد، طراحان عملیات در اتاقهای جنگ خود، تقویم را برای اعلام پایان کار اقتصاد ایران ورق میزدند. آنان میپنداشتند با چنین ضربهای، نبض اقتصاد ملی برای همیشه از تپش میافتد؛ غافل از آنکه فولاد مبارکه صرفاً یک بنگاه اقتصادیِ آسیبپذیر نیست، بلکه شریان حیاتی صنعت در خاورمیانه و شمال آفریقا و شناسنامه زنده خوداتکایی یک ملت است.
امروز و در حالی که غبار آوارها فرومینشیند، ضربآهنگ بیوقفه پتکها، غرش کورهها و جرقههای眩افکن جوشکاری در قلب این مجموعه عظیم، حقیقتی انکارناپذیر را مخابره میکند: تهاجم اخیر نهتنها قامت این دژ فولادین را خم نکرد، بلکه ستون فقرات صنعت کشور را چنان استوار ساخت که رؤیای فلج کردن آن برای همیشه بایگانی شد. با وجود آسیبهای گسترده به نرمافزارها، ابزارها و زنجیره مواد اولیه، و با وجود گرمای طاقتفرسا، طوفانهای گردوغبار و قطعیهای طولانی برق، چرخ تولید از حرکت نایستاد و گزارشهای مستند از احیای خطوط و بازگشت ظرفیتها به مسیر عادی حکایت میکند.
کالبدشکافی یک تروریسم صنعتی: چرا هدف، فولاد مبارکه بود؟
برای فهم عمیق این «تروریسم صنعتی»، باید از سطح ظاهر تخریب فراتر رفت و جایگاه ژئواستراتژیک این مجموعه در زنجیره تأمین ملی را دید. در اقتصاد مدرن، فولاد خمیرمایه و پیشنیاز قطعی هر توسعه است: از خطوط مونتاژ خودروسازان و کارخانههای لوازم خانگی، تا ابرپروژههای زیرساختی، شبکههای انتقال آب، صنایع پتروشیمی و پالایشگاهها؛ همگی به تولید پیوسته و باکیفیت این مجتمع وابستهاند.
هدف راهبردی پنهان در پس این حملات کور اما مهلک، تولید یک «اثر دومینو» در اقتصاد بود. مهاجمان میدانستند اگر قلب تپنده تولید ورق فولادی در ایران از حرکت بایستد، صنایع پاییندستی در مدت کوتاهی در بنبست تأمین مواد اولیه زمینگیر میشوند؛ کارخانههای جانبی یکی پس از دیگری تعطیل، بیکاری اوجگیر و یک بحران اقتصادی به بحران اجتماعی–امنیتی تمامعیار بدل میشود. با این حال، رخداد اخیر پرده از واقعیتی مهم برداشت و اهمیت آن را نزد سیاستگذاران و افکار عمومی دوچندان کرد: امنیت همهجانبه ایران پیوندی ارگانیک با دوام و پایداری حیات فولاد مبارکه دارد.
این تهدید، ناخواسته به صحنهای بدل شد که پیوند صنایع مادر با تابآوری ملی را عیان ساخت؛ و نشان داد هر حمله به این رکن تولید، در حقیقت هجوم به امکان زیستِ پایدار اقتصاد و جامعه است…

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید