تجاوز زمینی به ایران؛ کابوس جدید آمریکا و باتلاقی سهمگینتر از ویتنام
تجاوز زمینی به ایران؟ کابوس آمریکا و باتلاقی بدتر از ویتنام تجاوز زمینی به ایران، برخلاف رؤیاپردازی جنگطلبان، آمریکا را درگیر جنگی فرسایشی، سهمگین و طولانی میکند؛ جنگی که با بازدارندگی چندلایه ایران، تبدیل به باتلاقی سختتر از ویتنام خواهد شد. هر سناریوی تهاجمیِ زمینی، با واکنشی گسترده و چندبعدی روبهرو میشود و کفه هزینهها […]
تجاوز زمینی به ایران؟ کابوس آمریکا و باتلاقی بدتر از ویتنام
تجاوز زمینی به ایران، برخلاف رؤیاپردازی جنگطلبان، آمریکا را درگیر جنگی فرسایشی، سهمگین و طولانی میکند؛ جنگی که با بازدارندگی چندلایه ایران، تبدیل به باتلاقی سختتر از ویتنام خواهد شد. هر سناریوی تهاجمیِ زمینی، با واکنشی گسترده و چندبعدی روبهرو میشود و کفه هزینهها را به شکل بیسابقهای علیه واشنگتن سنگین میکند.
به گزارش سهند پرس، هرچند این روزها زمزمههایی درباره احتمال اقدام زمینی آمریکا یا رژیم صهیونیستی علیه ایران مطرح میشود، اما این گمانهزنیها بیشتر بازتاب هیجان رسانهای است تا واقعیت میدانی. با لحاظ تجربههای اخیر، نه امکان نابودی یکباره زیرساختهای حیاتی ایران وجود دارد، نه توان برهمزدن توازن دفاعی کشور. نه اقتصاد ایران با فشارهای جدید فرو میپاشد، نه افکار عمومی به سمت مطلوب طراحان جنگ تغییر میکند و نه احتمال تحقق سناریوی تغییر حاکمیت واقعبینانه است.
با روشن شدن این واقعیتها، حتی برخی از همان جریانهایی که در آغاز، بر طبل جنگ میکوبیدند، به تدریج از ایده تقابل گسترده عقب نشستند و به عملیات محدود یا نیابتی فکر کردند. با این حال، هر نوع ورود زمینی، زنجیرهای از درگیریهای چندجبههای در منطقه بهراه میاندازد. بارش آتش موشکی، ضربات دقیق به مراکز لجستیک و پایگاههای هوایی مهاجمان و اختلال در خطوط تأمین، نتیجهای قابل پیشبینی است؛ نتیجهای که هر روز امکان ادامه جنگ را برای واشنگتن کمرنگتر میکند.
میدان زمینی ایران برای هر متجاوزی پرهزینه است. جغرافیای پیچیده، ظرفیت بسیج نیرو، شبکه پدافند و توان ترکیبی موشکی و پهپادی، دست برتر دفاعی را به ایران میدهد. در چنین صحنهای، رؤیای پیشروی سریع و اشغال نقاط کلیدی، جای خود را به فرسایش مستمر، خسارتهای سنگین و فرار از بنبست خواهد داد. حتی یک گام اشتباه، میتواند لایههای جدیدی از محورهای مقاومت را وارد میدان کند و ابعاد درگیری را به فراتر از منطقه بکشاند.
قمار تازه پس از شکست تاکتیک بمباران
طی سالهای اخیر، جریانهای جنگطلب با تکیه بر حملات هوایی و فشار حداکثری، در پی آزمونگری برای سنجش ظرفیت دفاعی ایران بودند؛ اما جمعبندیهای میدانی نشان میدهد نه برتری کامل هوایی قابل تحقق است، نه توان سرکوب شبکه موشکی ایران وجود دارد و نه فشار اقتصادی میتواند جایگزین پیروزی در میدان شود. از همین رو، هر طرحی برای عملیات زمینی، از همان ابتدا با ابهامهای جدی درباره عمق نفوذ، پشتیبانی لجستیکی و تابآوری در برابر حملات متقابل مواجه است.
تجربه میگوید آمریکا و همپیمانانش معمولاً جنگ را با فهرستی از اهداف به ظاهر دقیق آغاز میکنند؛ نابودی توان موشکی، فلج کردن پدافند، قطع شریانهای ارتباطی و شکستن اراده مقاومت. اما این اهداف در برابر میدان چندلایه ایران، عملاً دستنیافتنی است. هر روزی که درگیری طول بکشد، هزینهها تصاعدی میشود، خطوط تدارکاتی آسیب میبیند و ابتکار عمل بیش از پیش از دست مهاجمان خارج میشود.
باتلاقی فراتر از ویتنام در محاسبات واشنگتن
ورود زمینی به ایران، نه فقط با حجم بیسابقهای از تلفات و خسارات همراه است، بلکه نتیجهای راهبردی هم دارد: فرو رفتن در جنگی که هیچ افق روشنی برای خروج کنترلشده از آن وجود ندارد. چنین رویارویی، بازار انرژی را ملتهب میکند، متحدان آمریکا را دچار دودستگی میسازد و جبهههای تازهای را در غرب آسیا و حتی فراتر فعال میکند. در نهایت، تصمیمگیران آمریکایی با واقعیتی ساده اما تعیینکننده روبهرو میشوند: هزینههای جنگ از سودهای کوتاهمدت بسیار بیشتر است و هر قدم اضافه، بازگشت را دشوارتر میکند.

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید