جمعآوری گازهای همراه؛ کلید اصلاح حکمرانی و مدیریت انرژی
جمعآوری گازهای همراه، گام راهبردی در اصلاح حکمرانی انرژی جمعآوری گازهای همراه نفت دیگر یک کار فنی مقطعی نیست؛ این روند بهتدریج به بخشی از اصلاحات ساختاری مدیریت انرژی و مهار ناترازی بدل میشود. به گزارش سهند پرس، جمعآوری گازهای همراه نفت در سالهای اخیر از سطح یک مطالبه صرفاً محیطزیستی یا پروژهای محدود فراتر […]
جمعآوری گازهای همراه، گام راهبردی در اصلاح حکمرانی انرژی
جمعآوری گازهای همراه نفت دیگر یک کار فنی مقطعی نیست؛ این روند بهتدریج به بخشی از اصلاحات ساختاری مدیریت انرژی و مهار ناترازی بدل میشود.
به گزارش سهند پرس، جمعآوری گازهای همراه نفت در سالهای اخیر از سطح یک مطالبه صرفاً محیطزیستی یا پروژهای محدود فراتر رفته و اکنون بهعنوان یکی از محورهای کلیدی اصلاح حکمرانی انرژی کشور شناخته میشود. در وضعیتی که ناترازی گاز در فصل سرد، فشار مضاعف بر شبکه تأمین سوخت صنایع و نیروگاهها و نیاز به افزایش بهرهوری در زنجیره تولید انرژی آشکارتر از گذشته بروز کرده است، بازگرداندن گازهای مشعل به مدار مصرف اهمیتی دوچندان یافته است. بر همین مبنا، سیاستگذار نفتی میکوشد موضوع فلرینگ را نه یک معضل پراکنده عملیاتی، بلکه بخشی از بازآرایی الگوی بهرهبرداری از منابع هیدروکربوری دنبال کند.
به گفته رضا خیلایی، مدیر نظارت بر تولید نفت و گاز شرکت ملی نفت ایران، هماکنون روزانه نزدیک به ۴۰ میلیون مترمکعب گاز همراه نفت در کشور تولید میشود. بخشی از این حجم پس از فرآورش وارد شبکه مصرف میشود، با این حال همچنان روزانه بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون مترمکعب از این گازها، متناسب با سطح تولید نفت خام، در مشعلها میسوزد. این ارقام بهروشنی نشان میدهد که مسأله فلرینگ در ایران همچنان گسترده است و در عین حال، ظرفیتی بزرگ برای تبدیل اتلاف انرژی به منفعت قابل استفاده در اقتصاد ملی وجود دارد.
اهمیت این موضوع فقط به جلوگیری از سوزاندن یک منبع ارزشمند محدود نمیشود. گازهای همراه، اگر بهموقع جمعآوری و فرآورش شوند، میتوانند خوراک پتروشیمیها، سوخت نیروگاهها، تقویتکننده امنیت انرژی و حتی پشتوانهای برای تکمیل زنجیرههای تولید در میادین نفتی باشند. از این منظر، هر میزان پیشرفت در مهار فلرینگ، علاوه بر کاهش اثرات منفی زیستمحیطی ناشی از آلایندهها، به توازن پایدارتری در بخشهای مختلف انرژی نیز میانجامد؛ توازنی که از دل اصلاح بهرهبرداری و کاهش اتلاف به دست میآید.
عبور از وعدههای کلی به برنامههای زمانبندیشده
یکی از نشانههای مهم تغییر رویکرد در این حوزه، فاصله گرفتن از رویههای کلی و حرکت بهسمت برنامههای زمانبندیشده و مرحلهای است. برای برخی میادین، بازههای زمانی ۱۴ تا ۳۰ ماه تعریف شده تا در کوتاهترین زمان، بخش قابلتوجهی از گازهای مشعل به چرخه مصرف بازگردد؛ همزمان، طرحهای بزرگتر شامل احداث واحدهای فرآورشی و کارخانجات NGL نیز با افق ۳ تا ۱۰ سال در دستور کار قرار گرفتهاند. این تفکیک زمانی نشان میدهد مدیریت انرژی در این بخش تن…

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید